آنچه تاکنون درباره «شهرِ هِرَند» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.
هرندِ ماست شهری در سپاهان
که پیشینه بَرَد تا عهدِ ساسان
وَ بــوده مـردمـش روزی ز گـبـران
هـمه شیر اوژن و مردان میدان
پـس از پـیـدایـش آیــیـن اسلام
گـرایـیدنـد سـوی دین اسلام
هـرنـد از سـه مـحـلّـه گـشته فَـربه
جول آبـاد و مَحلّه کُشته، دَربه
کـه مـن هـستـم ز اهـل دَربه ی آن
وَ بـاشد مـولد من بیت شعبان
بـه شـغـلی هـر مـحـلّه بـود مُحتاج
بِـبـودند اهل دَربه جمله حلّاج
جـول آباد حرفه ی ریسندگی داشت
پس از ریسندگی، بافندگی داشت
به کُشته مردمان بــودند زارع
هـمـه مـشـغـول کـار اَندر مَزارع
بُـوَد امــروز کــار مــردمــش ایـن
تـلاش و کـار بـر مـاشین سنگین

هـرنـدِ مـاسـت مـهـد دانـش و عـلم
وَ دارد عـالِـمـانی سـخت بـا حِلم
درین جا عالِمانی چند بودند
که جهل از خَلق هر دَم می رُبودند
ز دیـگـر افـتـخـاراتــش بُوَد این
که بـاشد مـردمش یاری گر دین
جـوانـانـش روان بــا صــد رشادت
بـه سـوی جـبهه ها بهر شهادت
ولـیـکـن، عـدّه یـی جـانـبـاز گـشتند
ز جبهـه با جـراحت بـاز گشتند
هـمـه مـرد و زنـش بـا حـفـظ عـفّت
فـراری گشته از هر ننگ و خفّت
بـه عـشـق زادگـاهـم مـی زنــم پَر
ز غـربـت، تا بـیابـم شوکت و فَر
کـه تـا یـک دم بِـیـاسـایـم در آنجا
کـنــار والـدیـنـم بـی مُـحــابـا
هـرنـدم در کـویـر آمـد چـو الـمــاس
کـه بـر جانم نشاند عمقِ احساس
سازنده: محمّدهادی ناظمی هرندی
برچسب:
نویسنده: آرشان احمدپور